نماز, ولایت, والدین

10

سال شصت و دو بود؛ پاسگاه زید. کادر لشکر را جمع کرد تا برایشان صحبت کند.حرف کشید به مقایسه ی بسیجی ها و ارتشی های خودمان با نظامی های بقیه ی کشورها...

گفت *: «درسته که بچه های ما در وفاداری و اطاعت امر با نظامی های بقیه ی جاها قابل مقایسه نیستند، ولی ما باید خودمون رو با شیعیان ابا عبدالله مقایسه کنیم. اون هایی که وقت نماز، دور حضرت رو می گرفتند تا نیزه ی دشمن به سینه ی خودشون بخوره و حضرت آسیب نبینه.»

 

* شهید مهدی زین الدین  

کتاب یادگاران ش 10

/ 5 نظر / 8 بازدید

آخ جون اینجا چقدر خوشگل شده!!!

ف.ز

سلام آبجیا... عیدتون مبارک... کسی از کتابی خبر داره؟ راستی کی نماز عید فطر رفت مصلی؟ ( ما سفر بودیم :( )

ظاهرا نیومدن

م.کتابی

سلام علیکم اومدم دیدم احوالمون رو پرسیدید خیلی خوشحال شدم واقعیتش همین چند دقه پیش داشتم فک میکردم چقد اینجا تنها هستم و اگر ایران بودم حتما به یه چیزی مشغول بودم یه دفه یادم افتاد به رفقام یه سری بزنم از این که جامو خالی کردین ممنون[لبخند] خیلی دوس داشتم نماز عید رو اونجا باشم براش کلی برنامه ریزی کرده بودم ولی نشد[افسوس] ولی یه راه حل برا اومدنم پیدا کردم[فرشته] فک کنم اگر امام رضا بطلبه دیگه تمومه و احتیاجی هم به برنامه ریزی های زمینی ما نیست ابجیا پس دعامون کنید خیلی دوستون دارم ------------------ یا علی

م.کتابی

بچه هامطالبتون خیلی قشنگن دستتون درد نکنه خدا قوت ------------------------ یاعلی