سیاهی چادرم!

   نمی دونی چه قدر لذت داره  وقتی سیاهی چادرم دل مردایی که چشمشون دنبال خوش رنگترین زنهاست رو میزنه.

نمی دونی چقدر لذت بخشه وقتی وارد مغازه ای میشم ومی پرسم :آقا اینا قیمتش چنده وفروشنده جوابمو نمیده دوباره می پرسم آقا اینا چنده؟ فروشنده که محو موهای مش کرده ی یه زن دیگست وحالش دگرگونه، منو اصلا نمی بینه!

بازم سئوالم بی جواب می مونه ومن خوشحال از مغازه میام بیرون.

چه حالی میده وقتی مردایی که به خیابون میان تا لذت ببرن، ذره ای به تو محل نمی ذارن...

واقعا نمی دونی چه لذتی داره وقتی شاد و سرخوش تو خیابون قدم میزنی در حال که دغدغه این نداری که شاید گوشه ای از زیبایی های مصنوعیت پاک بشه و مجبور نیستی خودتو به نزدیکترین محل امن برسونی تا هر چی زودتر زیبایتو کنترل کنی وتجدید آرایش....

چه لذتی داره وقتی تو خیابون تو دانشگاه و...راه میری و صد قافله دل کثیف همراهیت نمیکنه..

وقتی جولانگاه نظری ناپاک و افکار پلید بعضی مردا نیستی...

چه لذتی داره وقتی کرم قلاب ماهی گیری شیطان برای به دام انداختن مردای شهر نیستی!

چه حالی میده وقتی سیاهی چادرم چشمو میزنه چشم آدمهای حریص وهرزه رو، حتی دل رو هم میزنه دل آدمای مریض و بیمارو!

چه لذتی داره وقتی تویه خیابون راه میری در حالیکه یک عروسک متحرک نیستی!!

 یک انسان رهگذری!!!


نمی دونی واقعا نمیدونی چه لذتی داره "حـــــــــــــــــجـــــــــــــــــــاب"

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
سامان

سلام جالب بود. نگاه مردای....

ناشناس

واقعاًً من 20 سال بدون چادر و نزدیک 5 ساله با چادر بیرون میرم... آرامشم، تمرکزم بر مقصد و اهدافم و کارهام، و امنیتم چندبرابر شده، البته هنوز به خواهرای فشن و مامانم دستاوردمو در میون نذاشتم... و از احساسم چندان خبر ندارن... ولی فکر می کنم در رفتارم و پیشرفتای زندگیم برداشت کردن خدا چه لطفی کرده بعد این انتخابم بهم... به قول برخی چادر پوشیدنو درست در اوج طراوت جذابیت و جوانی و آزادی دور از خانواده انتخاب کردم و امروز در آستانه n! سالگی انقلاب درونم، خوشحالم که اولین و بزرگترین کادوی این تولدو خداجونم بهم داده... یه همسر عجیب نجیب و چشم پاک!!!!!!! که خودم بعضی اوقات شگگفت می کنم این مرد خانواده دوست و بامحبتو، خداجونم از کجا واسه من فرستاد!! چاکرتیم خداجووووووون... همه بر و بچ پاک و باعفتو از ذخیره الهی خودت بهتر از این مزدوج بفرما... الهی آمین...سپاس خداجون.

مرجان

نمیدونی توی خیابون چه لذتی داره تصور یک نگاه آسمونی که راضیه از پوشش تو ..مخصوصا وقتی امیدوار باشی که حداقل این یه کارت رضایتش رو جلب می کنه... نمیدونی چه لذتی داره حتی یک لحظه تصور لبخند مهربونش که بدرقه ی سیاهی چادرت می کنه... نمیدونی چه لذتی داره وقتی گوشه ی چادرت رو محکم توی دستت میگیری بخصوص وقتی به ذهنت خطور کنه که این شاید تنها چیزیه که منو یه سر سوزن شبیه مادر شما میکنه... نمیدونی چه حالی داره وقتی این یادگار هزارساله ی مادرتون منو در آغوش میگیره تا از شر گرگها در امانش باشم....

فاطمه م

باید خیلی مراقب باشیم که همین چادر ،همین حجاب مورد تنوع طلبی وزیبایی طلبی قرارنگیره ...حجاب تنها چادرنیست ، تو جامعه امروزمون کاملا مشخصه که خیلی جاها چادر وسیله ای برای زیباترشدن ، معصوم تربودن وناز داشتن شده ... انواع چادرها با مدلها ورنگها وحاشیه ها ی مختلف نباید رسالت چادرپوشیدن روازیادمون ببره . سیاهی چادرهاتون رودوست دارم ،بهترین دوستانم .[گل]

صالح

به نظرم شما بیمار هستید، همه مردم نگاهشون به اطراف اینقدر کثیف نیست که شما با رهایی از اون به خودتون لذت میدید.

با احترام، قطعاً در هر قشری مرد و زن، پیر و جوان خوب و بد وجود داره و بیان این دیدگاه تعمیم به کل مردها نیست کما اینکه ما نیز به تمامی مردان بزرگ و با اراده و چشم پاک و با تقوا بسیار اعتماد و احترام وافری داریم،اما... نکته اینجاست که بدون شک پدیده ی " برهنگی " بیماری عصر ماست. دیر یا زود این پدیده بعنوان " بیماری " شناخته خواهد شد . فرضاً ما کورکورانه از غرب تقلید کنیم , خود پیشتازان غربی ماهیت این پدیده را اعلام خواهند کرد. ولی ما اگر به انتظار اعلام آنها بنشینیم می ترسم خیلی دیر شده باشد. اگر می خواهید ببینید کار برهنگی در غرب به کجا رسیده و فریاد چه کسانی را بلند کرده است این قسمت از نامه یکی از هنرمندان معروف جهان را به دخترش که به قول خودش چهل سال مردم را روی زمین خندانده است,بخوانید. او پس از آنکه به دخترش اجازه می دهد «فقط به خاطر هنر میتوان لخت و عریان به روی صحنه رفت » می نویسد : « ... برهنگی بیماری عصر ماست . من پیرمردم و شاید حرفهای خنده آور بزنم .اما به گمان من , تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری. بد نیست اگر اندیشه ی تو در این باره

صبورا بانو

در ادامه پاسخم به آقا صالح نکته دوم اینکه آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی لذتی ببرد یا نه؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب میدهد: خیر , مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان بعنوان همسران قانونی کامجویی کنند , اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.  پس روح مسئله محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است و اسلام طرفدار فرضیه اول است.[گل][گل][متفکر]

مهدي

خوب بود تشكر

فاطمه

زیبا بود