محفل انس

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و بر  فراز کنید
همیشه همین می‌‌آمد؛ وقتی دور هم بودیم و به نیت جمع فال می‌گرفتیم. چه وقتی کانکس بودیم، چه وقتی خوابگاه بودیم و چه وقتی اردو بودیم. بعد ما هرهر به حافظ می خندیدیم که این جمع پر از خنده و شیطنت ریز و درشت کجایش به محفل انس می ماند که تازه چشم بد به دنبالش باشد و "و ان یکاد" لازم داشته باشد!
اما حالا که چند سالی از آن زمان می گذرد، حالا که همه ما از گذشتن روزهای بدون تغییر دلخوریم خوب می فهمیم که همان جمع کوچک واقعا چه محفل انسی بود، همان انواع مختلف جلسه ها که هر چقدر هم سعی می کردیم با اخم و ماژیک و تخته وایت برد جدی برگزار شود باز هم نمی شد که نمی شد!
از شما رفقا خواسته بودیم خودتان از چیزی بگویید که دوست دارید بشنوید. آنچه هم شما دیدید و هم ما در یک کلام "دچار روزمرگی شدن" بود که ظاهرا همه ما کم و زیاد درگیر آن شده ایم . احساس ما از هرز رفتن استعدادهایمان، از گذشتن سرمایه عمرمان بدون رشد، از انجام یک سری کارهای تکراری که فقط "عادت" کرده ایم انجام دهیم همه گواه این مطلب است.
بعضی هامان درس می خوانیم، بعضی هامان کار می کنیم، بعضی هامان همسر داری و تربیت فرزند، همه هم در ردیف کردن دلایل کارهایمان کم نمی آوریم! اما دلمان گواهی می دهد حتی اگر تکلیف همین باشد که انجام می دهیم حداقل مطمئنیم که درست انجامش نمی دهیم!
اما غرض از این همه آیه یاس خواندن و ناامیدی واقعا ناامیدی نیست. از خداکه پنهان نیست از شما رفقا هم پنهان نماند در این مدتی که نبودیم یک کارگاه رهبری درست وحسابی راه انداختیم؛ به این معنی که نشستیم تمام صحبت های آقا در زمینه زن را خواندیم و دسته بندی کردیم که شدند اینها:
1-زن و معنویت 2-زن و خانواده 3-زن واجتماع
بعد دیدیم ما برو بچ کانکس هم در عرصه تکالیفمان باهمین 3بعد دست و پنجه نرم می کنیم یعنی صاف و پوست کنده اینکه زیاد کار می کنیم اما نمی فهمیم که چه می کنیم ! نمی فهمیم با استفاده از همین ابزار کارهای روزمره چطور می شود قد  کشید و رشد کرد! چه در عرصه خانواده مان، چه در عرصه حضور در اجتماعمان و چه در بحث رشد معنویمان.
پس نتیچه اینکه ما از این به بعد با هم راجع به این چیزها صحبت می کنیم:
تکالیفمان در برابر خانواده، اجتماع،و خودمان و اینکه قرار است از رهاورد انجام این تکالیف چه صفات و کمالاتی در ما حاصل شود که بتوانیم در" آن پنجاه تن "قرار بگیریم.
منتظر نظراتتان همچنان هستیم.

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی

کجایید ای شهیدان خدایی ؟؟؟؟؟؟[متفکر] بابا بی خیال ! یه تکی ،توکی ،پیامکی ،زنگی ،کامنتی ... [بازنده]

فردوسی

فان یدالله مع الجماعه و ایاکم و الفُرقة فان الشاد من الناس للشیطان کما أن الشاذ من الغنم للذئب... همانا دست خدا با جمع است. از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها، بهره شیطان است چنانکه گوسفند تک رو، طعمه گرگ!

مهدیه کاظمیان

سلام موافقم از زن وخانواده بنویسیم من که رشته ام شده حقوق زن ولی در دیداری که با چند تن از رفقا داشتیم فهمیدم که خیلی دوریم از همه چی به عنوان یک زن مسلمان .......اون حرفای جلسات, سختی های کارای کانکس, برنامه ریزی ها,جاروجنجالی که بعضی هامون باکانکس 8 داشتیم هیچی به ما یاد نداد 2واحد کانکس روخیلیها دارن رد میشن.........ضمنا ما یه دوره زیارت عاشورا می خوایم داشته باشیم با من در تماس باشید

m2

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم نه؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

kosar

سلام عیدتون مبارک! خیلی عالیه. خب ما باید الان چه کار کنیم ؟

محجوبه

سلام به همه دوستان گل کانکسی! فکر کنم کسی نباشه این جا که من رو نشناسه، من تازه پیدا شدم!!!!! دلم برای همه خیلی تنگ شده ولی همه جا به یادتونم. یعنی هنوزه که هنوزه جای خاطره ای تعریف کنم حتما از بچه های کانکسه. در هرصورت بگذریم. یه چیزی الان یادم اومد که می خواستم به دوستان یادآوری کنم. یادم نمیاد توی اون جمع کیا بودن ولی فردوسی داشت صحبت می کرد و می گفت ممکنه 312 یار امام زمان(عج) آماده باشن ولی 313امی که شاید یکی از ما باشه هنوز برای خودش می چرخه و اصلا نمی دونه که باید آماده شه. این هم یه خاطره بود هم یه دغدغه، چون هنوز بعد از چند سال یکی از دغدغه های اصلی منه.[لبخند] چرا اینقدر دیر به دیر اپ می شه. این سوده ای که توی کامنت ها بود سوده ملاصالحی بود؟ کلا دوستان خیلی دعا کنن واسه همه، بالاخص ما[قلب] خیلی درگیریم

محجوبه

من به خدا تو ایرانم. چرا این جا پرچم کشور دشمن!!!! انگلیس هست؟[سوال]

مهدیه کاظمیان

سلام محجوبه....مثل اسمت محجوب شده بودی[قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

محجوبه

دیگه چی کار کنیم آبجی دوستان نتونسته بودن ما رو بیابن. تلاش نکنید گوشی ما تو خونمون آنتن نداره و خودتون رو اذیت نکنید.[خوشمزه] خوشحالم که همه اینجان و می تونم با همه در ارتباط باشم.

فهیمه

سلام آبجیا! دلم واسه مریم فردوسی و بعضیا که خیلی وقته ندیدم گاه تنگ میشه... اگه درست گرفته باشم قراره با هم تو سه محور : 1- زن و معنویت 2- زن و خانواده 3-زن و اجتماع ( با عنایت به دسته بندی بیانات آقا در این حوزه) یه خوراک معنوی خوش مزه و ترجیحا لقمه لقمه با همدیگه بپزیم!درسته؟! اگه درست فهمیده باشم مواد لازم غذامونو هم واسه مغزی و مقوی بودن ترجیحا از همه 7گروه غذایی زیر استفاده کنیم: مطالعه، پرس و جو و تحقیق ،گوش کردن یا دیدن سخنرانی ها ، تفکر کردن(اگه بتونیم[تعجب][چشمک]! )، تدبر(اگه بلد باشیم[متفکر]) و وسطش و آخرسر ترجیحا؟ اینجا هم بحث و تبادل نظر کنیم. درسته؟ من عقلم زیاد قد نمی ده... خیلی خوب میشه اگه این نقشه ذهنی منو واسه این کاردسته جمعی کامل کنین... ببینم درست فهمیدم؟ اگه آره بسم الله ... فرصت ها زودگذرند و دیریاب... همگی ماچ درسته