آن پنجاه تن..


در پست اول از موضوع " آن پنجاه تن"  با حضور برخی از دوستان در پنجره‌ی نظرات مطالبی بحث شده که ما اینجا از ذکر دوباره‌ی آن خودداری می‌کنیم،اگر تمایل داشتید برای جمع بندی به نظرات آن پست مراجعه کنید.و اما یک توضیح لازم است آنهم اینکه، تفسیر احادیث این چنینی و بعبارتی تکلیف خودمان در این زمینه را باید از ولی زمان بگیریم از این رو در این بخش قسمتی از بیانات حضرت آقا را یادآوری می‌کنیم.ایشان در این سخنان دیدگاه اسلام در مورد زن را در سه عرصه بیان کرده‌اند که ما به تناسب موضوع بحثمان عرصه‌ی دوم -که مربوط به فعالیت های اجتماعی زنان است- را آورده ایم:

" ...عرصه‌ى دوم، عرصه‌ى فعّالیتهاى اجتماعى است؛ اعم از فعّالیت اقتصادى، فعّالیت سیاسى، فعّالیت اجتماعى به معناى خاص، فعالیت علمى، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه‌ى میدانهاى زندگى در صحن جامعه. در این‌جا هم میان مرد و زن در اجازه‌ى فعّالیتهاى متنوّع در همه‌ى میدانها، هیچ تفاوتى از نظر اسلام نیست. اگر کسى بگوید مرد مى‌تواند درس بخواند، زن نمى‌تواند؛ مرد مى‌تواند درس بگوید، زن نمى‌تواند؛ مرد مى‌تواند فعالیت اقتصادى انجام دهد، زن نمى‌تواند؛ مرد مى‌تواند فعّالیت سیاسى کند، زن نمى‌تواند، منطق اسلام را بیان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است. از نظر اسلام، در همه‌ى این فعّالیتهاى مربوط به جامعه‌ى بشرى و فعّالیتهاى زندگى، زن و مرد داراى اجازه‌ى مشترک و همسان هستند. البته بعضى از کارها هست که باب زنان نیست؛ چون با ترکیب جسمانى آنها تطبیق نمى‌کند. بعضى از کارها هم هست که باب مردان نیست؛ چون با وضع اخلاقى و جسمى آنها تطبیق نمى‌کند. این موضوع ربطى به این ندارد که زن مى‌تواند در میدان فعّالیتهاى اجتماعى باشد یا نه. تقسیم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمینه‌هاى اقتضاى این کار است. اگر زن بخواهد شوق داشته باشد، مى‌تواند فعّالیتهاى گوناگون اجتماعى و آنچه که مربوط به جامعه است، انجام دهد.

البته در عرصه‌ى این فعّالیتها، اسلام حدودى را معیّن کرده است که این حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او براى فعّالیت نیست؛ مربوط به اختلاط زن و مرد است که اسلام روى این مسأله حسّاسیت دارد. اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندى میان خودشان در همه جا - در خیابان، در اداره، در تجارتخانه - داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزى معیّن شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست. این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند و هم زن باید رعایت کند. اگر این حسّاسیتِ اسلام نسبت به روابط و نوع اختلاط مرد و زن رعایت شود، همه‌ى کارهایى که مردان مى‌توانند در عرصه‌ى اجتماعى انجام دهند، زنان هم - اگر قدرت جسمانى و شوق و فرصتش را داشته باشند - مى‌توانند انجام دهند
. این‌که مى‌فرماید: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه‌ى اسلامى و امور جهان اسلام و همه‌ى مسائلى که در دنیا مى‌گذرد، احساس مسؤولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه‌ى اسلامى است.
 بر اساس آیه‌ى شریفه‌ى سوره‌ى احزابْ فرق نمى‌کند؛ چه اسلام، چه ایمان، چه قنوت، چه خشوع، چه تصدّق، چه صوم، چه صبر و استقامت، چه حفظ ناموس، چه ذکر خدا، زن و مرد در این بخشها یکسانند. فعّالیت زنان در عرصه‌ى اجتماع، فعّالیتى کاملاً مباح و روا و مطلوب و مُجاز است که با حفظ حدود اسلامى، اینها را انجام دهند و نیمى از نیروى فعّال جامعه را به جامعه تقدیم کنند. آن وقتى که در جامعه، هم مرد تحصیل مى‌کند و هم زن، جمعیت تحصیل کرده، دو برابر آن زمانى است که فقط مردان تحصیل مى‌کنند. آن وقتى که زنان در جامعه تدریس مى‌کنند، معلّم در جامعه دو برابر تعداد آن وقتى است که فقط مردان تدریس مى‌کنند. در فعّالیت سازندگى، در فعالیت اقتصادى، در طرّاحى و فکر کردن و براى امور کشور و یک شهر و یک روستا و یک مجموعه و امور شخصى خانواده مطالعه کردن، میان زن و مرد تفاوتى نیست. همه مسؤولند و همه باید انجام دهند.

 در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده‌ى زنان بود - حتّى گاهى با نقاب، در میدان جنگ و رزمهاى دشوار آن روز، شمشیر هم مى‌زد! "

پ.ن: بیانات در اجتماع زنان خوزستان20/12/75

 

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی

یا الله اگرباور کنیم 2گرایش درماست خیر وشر اگرباور کنیم مادرتمام عمردرحال مبارزه برعلیه یکی ازاین 2گرایشیم دائم ضربه میزنیم ضربه میخوریم درپایان مبارزه کدام پیروزاست گرایش خیر ما یا...مبارزه تعطیل نمیشود ما معرفت کسب کنیم یادبگیریم بعدواردمیدان عمل شویم گاهی ازضرباتی که میزنیم یامیخوریم درس میگیریم ولی باز در عمل ناکارامدیم(اینکه به دانسته هاعمل نمیکنیم-ایت الله بهجت:هرکس به انچه میداند عمل کند..) بدون داشتن معرفتی محکم نسبت به انچه انجام میدهیم همیشه خطرریزش وجود داردتنها انها که خودرابه تنه درخت ولایت محکم کنند ازلرزشها درامانند..............

گمنام

همه عبدیم و تو مولا بابی انت و امی بتو داریم تولاّ بابی انت و امی از غم اینکه بمیرم و نبینم جمالت همه نالیم به شبها بابی انت و امی ای اثر بخش دعا خود تو دعا کن که سر آید دگر این غیبت کبری بابی انت و امی طعنه ی خصم ز یکسو غم روی تو ز یکسو کرده خونین دل ما را بابی انت و امی

به سان طفل صغیری که مام می خواهد به سان عاشق پیری که کام میخواهد به سان مست خماری که جام می خواهد دل رمیده من هم امام می خواهد [ناراحت][ناراحت][گریه][گریه][دلشکسته]

سر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست ور نه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا کاش در نافله ات نام مرا هم ببری که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا اللهم عجل لولیک الفرج

فکر نکنم عمرم به اومدن امام قد بده [گریه] فکرنکنم بتونم این خوشبختی رو درک کنم [گریه] خیلی دلم گرفته ... چقدربدبختیم که بی امام روزگاروسرمیکنیم [ناراحت]ازاین همه سلامت وعافیت ظاهری خسته شدم ازدیووددملولم وانسانم ارزوست[ناراحت]

[گریه]

کاش صاحب برسد ... ماجوانان همه را درره خود پیرکند [گریه]

سجاد شاکری

سلام بر بچه های، ببخشید بزرگان شهید بهشتی ما هم از بچه های، ببخشید بزرگان علامه طباطبائی هستیم با پست " بعد، بعد، بعد، ... " بروزم شما هم دعوتید یا حق

صفدری

ضمن ابراز همدردی با تمام احساسات عاشقانه دوستان فقط یه سوال فلسفی برای من پیش اومده :ربط این پست دقیقابه کامنت های پر از احساس شما چیه؟؟؟[چشمک]