بستر رشد

هوالنور

یکی از دوستان در قسمت نظرات مربوط به مطلب قبلی "آن پنجاه تن" نوشته بود که چرا اینجا اینقدر صحبت از ازدواج می شود. بنابراین لازم دیدیم مراجعه ای به قبل داشته باشیم که بحث ما از آنجا شروع شد که گفتیم بحث زن از نظر آقا قابل تفکیک در سه حوزه ی خانواده، اجتماع و معنویت است که خانواده مهمترین قسمت این تقسیم بندی است. به همین دلیل بود که ما بحث را از تشکیل خانواده که هدف ازدواج است شروع کردیم و د ادامه گفتیم خانواده چه برای زن چه برای مرد بستر شکوفایی استعدادهای بالقوه است و البته آسانترین راه، نه تنهاترین راه! و حالا مقصود از بستر شکوفایی استعداد:

1-واقعیت این است که همه آدمها برای همسری خودشان دنبال آدم کامل هستند، آدمی بی هیچ عیب و نقص! در حالیکه ما خودمان هم دارای نقص های فراوانیم. فقط صفت های خوب و بدمان با هم متفاوت است؛  یکی مهربان است و در عوض شکاک ، دیگری بخشنده ولی عصبی مزاج است.

2- حاج آقا پناهیان در جایی می گفت (البته خطاب به آنهایی که متاهل بودند) حالا که ازدواج کرده اید یک اصل بزرگ و مهم را در پیش رویتان همیشه داشته باشید " ازدواج شما اختیاری نبوده بلکه انتخابی که داشته اید حکمت خدا بوده" دوست دیگری هم در جایی تعبیر زیبایی داشت به این صورت که غیر ممکن است خدا در مهمترین انتخاب زندگی بنده اش دخالتی نداشته باشد. برای کسی که به سمت خدا می رود این خود خداست که همسرش را در مسیر زندگی اش قرار می دهد.

حالا با توجه به دو نکته بالا پس آدمها کامل نیستند و اتفاقا خدا همین آدمها را که ترکیبی از خوبی ها و بدیها هستند در مسیر عبودیتشان همسفر قرار می دهد. فقط می ماند ترکیب صفات خوب وبد که این دیگر واقعا حکمت خدا و دست خداست. کار ما هم می شود پیدا کردن حکمت ها و رشد کردن در مسیر این حکمتها. یک مثال: مثلا همسر کسی خسیس است قطعا تصادفی نبوده که در زندگی با کسی همراه شود که خسیس باشد. باید تقوای مواجه با این صفت را که در همسرش است پیدا کند و این تقوا یعنی مسیر بندگی و به همین راحتی می شود با زندگی هر روزه اش، با سازش هر روزه اش با این مشکل سیر ال الله کند.

شاید طلاق به این دلیل اینقدر مبغوض درگاه الهی است که شاید به معنی شانه خالی کردن از زیربار مسئولیت پیدا کردن این حکمت ها و یافتن تقوای برخورد با آن است و صد البته مهمتر از همه پیدا کردن نقص های وجودی خودمان است که باعث آزار شریک زندگیمان می شود.

/ 2 نظر / 10 بازدید
سمانه

سلام خداقوت من این نظر شما و کاملا قبول دارم شاید دلیل مخالفت دوستمون با طرح موضوع ازدواج به این دلیل هست که جامعه پر شده از حرفهای خاله زنکی در مورد ازدواج که تا این بحث مطرح میشه خیلی ها یاد یک مسیر پر باید و نباید و یک سری عادات تکراری می افتند که ایشون در شان خودشون نمی دونند -بیایم یک جور دیگه به این سنت الهی نگاه کنیم

سلام خرف شما درسته .باید نگاه نکلف مدارانه و عاشقانه به این مسئله داشت. اما این طوری ویلاگ شما داره فقط یه عده ای از مخطبا را راهنمایی میکنه. من با فضای کانکس آشنا بودم می ترسم دوباره یک طیفی از بقیه جدا بشن و افرادی امثال من که هنوز این نعمت شامل خالشون نشده پس زده بشیم.