بنایی فولادین

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص

قراربود با هم جهاد کنیم ؛جهادی آنقدر عظیم که دنیا را به مجاهده بخواند برای آماده

شدن قدمهای او. تلاشمان دل خوشکنک نبود برای روزهای بیکاری زمان دانشجویی! از

سر تکلیف بود که عقیده داشتیم زندگی عقیده است  وجهاد در راه آن عقیده. از

دانشگاه که رفتیم باز هم دغدغه مان بود همین جهاد، اما دور بودیم و پراکنده. بعضی

هامان شدیم جزو جمع های دیگر اما بیشترها ماندیم تنها. اما حالا، حالا که روزها

ملتهبند و آبستن بزرگترین حوادث تاریخ عالم تکلیف دانستیم که باز هم با هم باشیم،

فریاد هل من ناصر بزنیم و همسنگرها را جمع کنیم برای این جهاد آخر اکبر. بنیانی

مرصوص بر پاکنیم؛بنایی فولادین که همین قلبها و جانهای من وتوست که رشته رشته به هم می

پیوندد و میشویم سپاه مهدی آخرالزمان. پس هر چه در توان داری مردانه وسط بگذار

برای این نبرد آخر. یاعلی....

پ.ن:صف،آیه۴

/ 8 نظر / 4 بازدید
م.

ارديبهشت كه ميشود محال است زماني دانشجوي شهيد بهشتي بوده باشي ودلت هواي آن روزهاي قشنگ پر باران و پر درخت دانشگاه را نكند. اهل دل كه باشي محال است بعضي غروب ها دلت هواي حال و هواي كانكسي رفقايت را نكند. باهم بوديم و بود ونبودمان را گذاشته بوديم سر اين باهم بودن .و حالا آمده ايم كه دوباره با هم باشيم .كانكس دانشگاهمان كه خراب شد؛ آمده ايم اينجا كانكسي برپا كنيم كه خشت خشتش عقيده و باورهايمان است و بندبندش رشته هاي به هم بافته قلبهايمان.

...

[img]http://www.qalamro.com/upload/smilie/(3)/00582567.gif[/img]

مریم

سلام. گفتم برای این که خیلی مکدرت نکرده باشم در متنی که بوی جهادمی ده یادی کنم از قورباغه ی جهادی(به هرحال کنار موش کانکس ما هم باید خودی نشون بدیم!!!) ویادی کنم از مینی بوس جهادی که 22آبجی وکلی چمدون وکارتون های فرهنگی وتدارکات رو به طرز معجزه آسایی در خود جا داده بود. این رو گفتم که بگم برای جهاد باید بتونیم از حداقل امکانات حداکثر استفاده رو بکنیم. علی علی [گل]

ورودی 82 بهشتی علوم ریاضی :دی

میگم شما کدوماشونی؟ منظورم بچه های بهشتی هستند [نیشخند] یادمه یه اس ام اس برای خط قبلیم اومد که اگر هنوز توی تیرآهن های تهران گم نشدید یه اسم برای وبلاگ پیشنهاد بدید [چشمک] ولی دیگه خبری نشد که چه کردن، امروز شنیدم درست شده سرچ کردم این اومد نمیدونم خودشه یا نه ولی در هر حال خوشحالم که هنوز از بچه های بهشتی هستن کسایی که روحیه جهادیشون یه تکونی بهشون داده [لبخند]

زیحانه مرادی

بابا مگه چند تا ورودی 82 بهشتی علوم ریاضی داریم! که بچه کانکسی هم باشه؟! رقیه است دیگه! البته از نوع محرم خانی اش! عرض ارادت خواهر.

همون! (شمسی)

بازم به مریم، ریحانه جان دستت درد نکنه شما دیگه چرا؟! سوتی دادی آبجی! رقیه ورودی 81 است نه 82 [قهقهه] ناامید شدم ازت مادر [زبان]

همون! (شمسی)

تازه یادم اومد که رقیه کانکسی نبود، یادم باشه فردا بهش زنگ بزنم سوتی هات رو بگم ریحانه [نیشخند] ، دور هم میخندیم [قهقهه]

مرجان

شمسی جان رقیه ذاتا کانکسی بود هرچند که اقتضای تشکیلات دستشو بسته بود.اما خاک کانکس تو رگهاش جریان داشت!![عینک]