از خواهرانه ها

هوالنور

(این مطلب قرار بود عید غدیر نوشته شود که نشد و ماند به الان)

از یک چیز مطمئنم اینکه در جهنم جاودان نخواهم بود؛ نه اینکه فکر کنید خیلی به اعمالم اطمینان دارم نه! ضمانت اجرایی مهمتری دارم؛ شما فرض بفرمایید چند نفر از خوبان عالم جلوی در بهشت ایستاده باشند و هر چه التماسشان کنند که جان ما وارد شوید بگویند وارد نمی شویم مگر فلانی هم با ما بیاید بهشت! بالاخره ترازو هم که باشد آبروی آن خوبان می چربد به گناهان ما و مجبورند شکنجه ما را ام پی تری در جهنم انجام دهند که ملت دم در بهشت معطل ما نشوند!

زرنگ باشید تا همینجا مطلب را گرفته اید برای بقیه هم به یادتان  می آوریم "عقد اختیت" را در کانکس خودمان( که همان عقد اخوت برادری بود که کرده بودیمش عقد اختیت خواهری!)

نگاه که کنی من با دو نفر خواهرم ،یکی از آن دو نفر با دونفر دیگر،آن یکی با یک نفر دیگر و آن یک نفر دیگر خودش با یک نفر دیگرو... .(یک زمانی اسامی همه این یک نفرها را حفظ بودم ولی الان کمی یادم رفته)

آن آبجی بزرگترها یادمان دادند که خاله بازی نیست این "خواهر شدن ها"؛ حق و تکلیف می آورد گردن آدم، یادمان دادند با هر کسی که رفیقی لازم نیست "آبجی " شوی و خواهری معنای دیگری دارد. خواهری یعنی بهشت نمی روم بی تو و این یعنی همانقدر که بدنبال  مهیا کردن خودم برای بهشت هستم دغدغه تو را هم دارم که آماده شوی برای بهشت و در مقابل از تو هم انتظار دارم به فکر من و عیب و نقص هایم باشی...

 

در نهایت این زنجیره های خواهری جزو ثمره های بسیار عالی کانکس بود که مثل هوا بین همه ما جریان دارد و خواهد داشت...

/ 7 نظر / 3 بازدید
بچه شهید بهشتی

مکه رفته بودیم با آبجی کوچیکه ؛بدون اجازه ایشان رفتیم روضت النبی؛بعدا شاکی شدند چرا بدون من رفتی بهشت؟؟؟؟

م.ص

عید غدیر آن سال بهمن بود هوا هم سرد ،یادم نمی رود تولد خواهری مان یکی امامزاده صالح یکی هم غروب خوابگاه خودمان ...

م.ک

... دو دلجو مهربان با هم دو غمگین قصه گوی غصه های هر دوان با هم خوشا دیگر خوشا عهد دو جان همزبان با هم دو تنها رهگذر کفتر نوازشهای این آن را تسلی بخش تسلیهای آن این نوازشگر خطاب ار هست : خواهر جان جوابش : جان خواهر جان ...[گل]

ب.ب

یکی به ما گفت تو خواهرمنی......... یک سال ما راسر کار گذاشت.........هی گفت خواهرجونم......... بعد ییهو گذاشت زفت.... بعدا که گفتم چرا گفت تو داشتی به من وابسته می شدی!!!!!!!! ما که نفهمیدیم این کدوم بازی روزگار بود..........

ر.م

یاد اون سال بخیر. با چند نفر خواهر شدم. خیلی احساس خوبی داشتم. انگار خدا حسرت یک عمر بی خواهریرو از دلم پاک کرد.بعضی وقتها دلم بدجور برای همشون تنگ می شه اما امان از روزگار که همه رو درگیر کرده و ماه به ماه خبری از هم نمی گیریم آخه به این رابطه سرد و بی روح هم می گن خواهری؟؟؟؟

مومن برادرش را سرزنش نکند، به او خیانت ننماید، او را متهم نسازد، او را از دست ندهد و از او بیزاری نجوید. عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت، عذری بایش بتراش.

فردوسی

یا ایها الذین امنوا اوفوا بالعقود...