یک سوال همیشگی

شاید کمی دستپاچه شده بود: دفترچه دستش را مدام ورق می زد. آقا پسر خجول و سر پایین تعارف زد اول شما بفرمایید. بالاخره باید شروع می کرد. نفسش را بیرون داد و پرسید: "هدف شما از ازدواج چیه؟"

بقیه این ماجرا بماند برای بعد. چون فعلا تا همینجا و همین سوال کار داریم. بزرگترین اتفاق زندگی آدمها که برای بعضی ها اتفاق افتاده وبرای عده دیگر انشالله به زودی اتفاق می افتد ازدواج است. و سوال مشترک همه بچه مذهبی ها هدف از ازدواج - درست مثل موضوع انشای "تابستان خود را چگونه گذراندید " در اول مهر!-
اتفاقا عین همین سوال مشترک، همه ما جوابهای کم‌و‌بیش مشترکی هم برای این سوال داریم. برای آقایان کسب استقلال و برای  ما خانم ها هم رسیدن به کمال.
جواب آقایان که مربوط به خودشان است اما ما خانم ها:
بی تعارف بعضی از ما منظورمان از داشتن همسر برای رسیدن به کمال " آویزان بودن" به همسر برای هر رشد و شکوفایی است! و این آویزان بودن می تواند آنقدر شدید باشد که توقع داشته باشیم حتی همسرمان به جای ما فکر کند! این حدیث که "راه رسیدن به خدا به تعداد تمام آدم هاست"  واقعا حدیث پرمغزی است (به شرط اینکه تفسیر به رای نشود)یعنی هر آدمی مجموعه ای از استعدادها، ظرفیت ها، کمبودها و توانایی هاست که قطعا متفاوت از هر کس دیگری است. پس بهره برداری از امکانات وجودی‌اش هم (که همان مسیر رشد هر شخصی است) قطعا متفاوت با کس دیگری است. نباید همسفر بودن در مسیر رسیدن به خدا را این معنا کنیم که  خودمان را
آوارکنیم روی دوش همسر و منتظر پیمودن مسیر توسط او باشیم تا ما هم حرکتی کرده باشیم!
تا اینجا تفسیر بد به کمال رسیدن را صحبت کردیم اما همین جمله می تواند معنای خوبی هم داشته باشد:
زن به صرف "زن" بودنش دارای استعدادها و ظرفیت های خدادادی عجیب و غریبی است که قسمت خیلی بیشتر این توانای‌های بالقوه در بستر "همسر بودن" و "مادر بودن" جلوه گر می‌شوند. یعنی پذیرفتن مسئولیت این نقش ها در زندگی است که می تواند زن را در مسیر آسفالت شده رشد خود قرار دهد. (البته به شرط اینکه خودش بداند و بخواهد!)در حالیکه این امکان برای دیگران آنچنان مهیا نیست و شاید این معنی همان جمله عرفا باشد که سرعت رشد خانم ها اگر در مسیر معنویت قرار بگیرند بسیار بیشتر از آقایان خواهد بود!
حالا می ماند دو سوال:
1-این استعداد‌ها‌ی بالقوه اصلا چی هستند که می‌شود در همین بستر زندگی خانه‌داری و "همسرداری" و "مادربودن" بشناسیم وعمل کنیم ؟(که میشود موضوع بحث بعدی)
2-بالاخره هدف از ازدواج چیست؟
"مهمترین فایده ازدواج همان تشکیل خانواده است و بقیه فرعی و درجه دو و یا پشتوانه این مساله است؛ مثل تولید نسل یا ارضای غرایز بشری.اینها همه درجه دو است؛ درجه اول تشکیل خانواده است"1

شاید منظور آقا از این جمله این باشد که در واقع با ازدواج بستر رشد انسان مهیا می‌شود. هم برای زن و هم برای مرد. در واقع خانواده آن جایگاهی است که ظرفیت های ذاتی زن و مرد در آن امکان شکوفایی پیدا می‌کنند .آن هم از طریق پذیرش نقش‌های متفاوت با توجه به استعدادهای متفاوت... 

1-مقام معظم رهبری- خطبه عقد9/12/80

/ 9 نظر / 5 بازدید
مهدیه کاظمیان

زندگی زن ومرد یعنی لتسکنوا......بایدهرکسی بگرده فقط از یه راهی به این برسه..........چون خودخداجون گفته ومودت ذاید برقرار باشه...اهل تحقیق بریدتحقیق کنید ریشه مودت را.یاعلی

کیمیایی فر

سلام به همه[گل]

محجوبه

سلام جدا از این بحث قالب مبارک ولی نوشته هاش خیلی ریزه. یه فکری برای ما کم بیناها بکنید!!!!!!!!!!!!!!![ناراحت]

فردوسی

الم تر کیف ضرب الله مثلا کلمة طیبه کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کل حین بإذن ربها ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون

فردوسی

خانواده کلمه طیبه است. کلمه طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی بوجود آمد مرتب از خود برکت و نیکی می تراود و به پیرامون خودش نفوذ می کند. کلمه طیبه همان چیزهایی است که خدای متعال آن را با همان اساس صحیح به بشر اهدا کرده، این ها همه کلمه طیبه است چه معنویات و چه مادیات. مقام معظم رهبری خطبه عقد 15/12/79

سلام. یک سوال اگه کسی شرایط اذدواج صحیح برایش پیش نیاید و در حالی که مامور به تقوی الهی است موضوع رسیدن به کمال برای اوچگونه است؟ زن جدای از موضوع خانواده چه جایگاه انسانی در رشد و کمال خودش و جامعه دارد؟؟؟

1 ازدواج برای من نوعی خودشناسی داشته که به لحاظ کمی وکیفی بسیارمتفاوت ازقبل است 2برخی ازماکمال رادرکلاس فلان استادرفتن درمجلس خاصی شرکت کردن وهزاران امکانات دیگرمیدانیم واگردرزندگی مشترک هرکدام محقق نشود کمالمان رفته هوا 3زن همه کاره زندگی مشترک است فقط کافیه چندبارتجربه کنیدکه چقدرروحیات شما خواسته های شما افکارواعمال شمازندگی مشترکتون روبالاوپایین میکنه 4به اگاهی هامون اهمیت بدیم به عمل برسیم صلوات

فهیمه

سلام آبجیا! چقدر عالی و لطیف سروده حاظ شیراز در غزل معروف خود که با این بیت آغاز می شود:  نقد ها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند و آنجا که می گوید : قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند التماس دعا