هوالنور

"یک سوال اگه کسی شرایط ازدواج صحیح برایش پیش نیاید و در حالی که مامور به تقوی الهی است موضوع رسیدن به کمال برای اوچگونه است؟ زن جدای از موضوع خانواده چه جایگاه انسانی در رشد و کمال خودش و جامعه دارد؟؟؟"
این سوال یکی از رفقا بود تو پست"یک سوال همیشگی" که راستش اولش برای خود ماهم سوال شد!!!!
عقلهامونو که ریختیم رو هم نتیجه اش این شد:( شما هم نظری دارید منتظریم!)
جواب این دوستمون دو مرحله داره، اول اینکه باید مطمئن شیم که با دلایل واهی خودمون سد راه همسر شدن خودمون نشده باشیم! چه زیاد هستیم جماعتی که با بهانه هایی مثل پایین بودن سطح تحصیلات یا قصد ادامه تحصیل فرصت های خوبی رو که خدا در مسیر زندگیمون قرارداده رو ممکنه از دست داده باشیم. (در این رابطه میتونیم شاهد بیاریم حدیثی رو که میگه هرکس 3خواستگار خودشو رد کنه مورد غضب الهی قرار میگیره!- و البته رد نمیکنیم استثناهایی رو که تقدیر ازلی براشون چیز دیگری رقم زده و نکته اینجاست که اونها استثناها هستند نه قواعد کلی)
اما اگر فرض کنیم به هر دلیلی امکان ازدواج درست-ازدواج با هم‌کفو- برای کسی مهیا نشد آیا معنی اش اینه که از رسیدن به هر کمالی باز مانده؟
نکته ای که ما در همون بحث یادآوری کردیم راه رشد، از طریق فطرت خدادادی خانم هاست و اینکه استعدادهای زن در بستر تشکیل خانواده به راحتی میتونه به شکوفایی برسه اما اگر این مسیر فراهم نشد قطعا دلیل بر این نیست که دیگه هیچ راهی برای این خودشناسی و کمال یابی وجود نداره! فقط نکته در مشکل تر شدن این راهه و اینکه از اون جاده آسفالته خبری نیست اما شاید بشه با تفکر بیشتر در نقشهایی مثل "دختر بودن" یا "خواهر بودن" ویا حتی زن مسلمان بودن"کارکردهای قشنگی ازشون در‌آورد.
دست آخر هم اینکه واقعا تعداد راههای رسیدن به خدا به تعداد همه آدمهاست و به قول یه اهل دل نشانه های این راه هم بسیار واضح برای خود اون شخص در زندگی وجود داره به شرط اینکه خودمون رو به نفهمی نزنیم که واقعا نفهمی میاره!
اینهم نظر (خلاصه شده‌ی) آقا درمورد معنای کفو بودن در نگاه اسلام ،قابل توجه بعضی دوستان:
" عمده‌ی مسئله در باب کفو، عبارتست از ایمان؛ یعنی هردو مومن، هردو دارای تقوی و پرهیزگاری و هردو معتقد به مبانی الهی و اسلامی و عامل به آنها یاشند، اینکه تامین شد، بقیه‌ی چیزها اهمیتی ندارد...البته در این زمینه، هرکس در راه خدا جلوترپیشقدم تر...... باشد، این بالاتر و بهتر است؛ ممکن است زن در آن حد نباشد، ایرادی ندارد.زن خودش را به سمت او بکشاند.یا زن ممکن است بالا باشد...پس مرد باید خود را به سمت اوبکشاند."      خطبه‌ی عقد    11/6/1372
ودرمورد ایده آل خواهی:
" دخترها و پسرها به دنبال ایده‌آل نباشند.در امر ازدواج هیچکس ایده‌آل نیست.انسان نمی‌تواند ایده‌آل خود را پیدا کند.باید بسازند و زندگی کنند.خداوند انشاءالله زندگی را شیرین خواهد کرد. "    خطبه عقد.....24/1/78

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی

کمی تامل کنید لطفا. اگه مورد مطلوبی نداشته باشید چرا باید استغفار کنید ؟ حنما می خواید بگید گنهکار بودید که مورد مناسبی به خواستگاری شما نیامده . البته می دانم که خانم قراخانزاده عروس خان گلی هم شدند ولی بهتر به این هم فکر کنیم که الویت های اصلی را بعضی از مرد ها فراموش کرده اند و هنوز .... به نظر من به جای فکر کردن به این مسئله بهتر دوستان عزیزم به این فکر کنند که شرایط موجود را چگونه آنگونه که پروردگار عالم می پسندند و کمال شان در آن است زندگی کنند. به این هم فکر کنید که زندگی کردن با غیر هم کفو سخت تر از ازدواج نکردن است و صبوری و رشد بالایی را می طلبد

ان شا الله همه شرایط ازدواج روپیداکنن ولی مگه تأهل چی کارمی کنه که راه کمال راحتتر طی میشه؟لطفا دوستان متاهل مصداقی جواب بدن ممنون

تکنسين کامپيوترهاي ديزلي کانکس :دي

کاملا با حرف هاتون موافقم ، فقط ايکاش ديد جامعه اينقدر به مسئله ازدواج سلبي و ايجابي نبود! (منظورم رو که فهميديد؟!) بيچاره اون استثناهايي که گفتيد ... نکته خيلي قشنکش همون توجه به نقش دختر و خواهر بودن بود که بايد پررنگ تر بشه هم در جامعه هم در خانواده هم براي همون افراد مورد بحث اين پست روي گل همه تون رو تو نت مي بوسم [نیشخند] [ماچ] [گل]

تکنسين کامپيوترهاي ديزلي کانکس :دي

آها ي چيزي به ذهنم رسيد که نمي دونم کجا ديدمش! تو قرآن بوده؟ حديث بوده؟ يا تو خواب! :دي هر چي بود ماه مبارک همين امسال به چشمم اومد، اونم اين بود که (همونجايي که يادم نيست کجا بود :دي) خوندم: خدا براي اون کسانيکه شرايط ازدواج براشون فراهم نشده اون دنيا ي کارايي ميکنه!!! يادم نيست چه کارايي! کاراي خوبي بود ديگه گير نيديد، اميدوار باشيد [ابرو] باور کنيد حرفام راست بودها! فکر کنم بعد اين ايه قرآن بود که بحث ازدواج رو ميکنه و به اونايي که شرايط ازدواج براشون فراهم نيست ميگه تقوا و عفت پيش کنن، فکر کنم آيه بعد اون بايد باشه. (شايدم توي ماه مبارک تو عوالم روحاني که بودم بهم وحي شده [نیشخند] خود تحويل گيري در حد لاليگا [چشمک] اي ... به ريا [زبان] )

سميه فرانسه

سلام دلم برا همه ي آبجي هاي گلم تنگ شده تنگه تنگه.... ولي يه كم دلخور از اين وبلاگ چرا اين قدر صحبت از ازدواج ميشه و بهضيها هم...

سیده طاهره

سلاااااااااااااااااااااااام به همه دوستای کانکسی عزیزم[ماچ] .ای خدا شکرت به این همه امکاناتی که در دست انسان ها قرار دادی . نمیدونید امخروز رو بعد از ماه هادغدغه های زندگی اومدم که هم سری به ایمیلم بزنم هم کانکس. کلی ذوق کردم .انگاری پامو گذاشتم از در کانکس تو. ه ی ی ی ی ی..... یادش به خیر .خوشحالم که همه بچه ها رو کم و بیش اینجا پیدا میکنم خدمت تک تک همه بچه هایی که مامان بودن ما رو درک کردن!!!!!!!!!! سلام و ماچ تقدیم میکنم و با صدای بلند میگم فرزندانم دل مامان براتئن کوچولو شده [ناراحت][ماچ][ماچ] الهی من فدای همتون بشم .حالا که دوباره کانکس راه افتاده منم به زندگی تو اینجا رغبت پیدا کردم مشتاق دیدارتونم یا زهرا التماس دعا

محجوبه

جدا از بحث ازدواج که ما کلا دخالتی نمی کنیم!!! من بعضی ها رو یادم نمیاد. دوستان بیشتر راهنمایی کنن. من به کل یادم نمیاد که کانکس کامپیوتر داشته که تازه یه تکنیسین هم داشته باشه!!!!!! خانم سیده طاهره رو هم یادم نمیاد...[سوال]

تکنسين کامپيوترهاي ديزلي کانکس :دي

واقعا که!!! محجوبه جان از ما بعيده خواهر؟! چرا ابرو ريزي ميکني؟! حالا درسته کامپيوترش تا درست ميشد نمي دونم چه بلايي سرش مياوردن که داغون ميشد ولي از در کانکس که وارد ميشدي دست چپ اون گوشه اتاق ي کامپيوتر ذغالي بود که بعدها فکر کنم به يکي از اتاق ها منتقل شد [نیشخند] بعدشم خيلي زشته آدم همسايه بغليشون رو نشناسه!!! خوبه هم هم دانشکده اي بوديم هم هم محلي! حالا يادت اومد يا بازم آدرس نشوني بدم؟! [چشمک] اول اسمم هم شين داشت [زبان]

محجوبه

بله یادم اومد همسایه!!! خدایی باز هم قیافه کامپیوتر رو یادم نمیاد.[لبخند]

شمسي

محجوبه! خواهر اين پرچم استکبار چيه کنار اسمت؟! [تعجب] اگه قيافه تلويزيون کانکس يادت اومد قيافه کامپيوترم يادت مياد! (آخه کنار هم بودن [نیشخند] )