میروی و گریه می آید مرا اندکی بنشین که باران بگذرد...

 

"مرجعیت به کنار
 
اجتهاد به کنار
 
اخلاق به کنار
 
عرفان به کنار
 
چهل سال پیش نوحه ای شنیدم که هنوز جگرم رو سوزانده
 
امشب بر خلاف رویه ام می خواهم نوحه بخوانم
 
همان سه بندی که جگرم را سوزاند
 
در وسط کوچه تو را ..."
 
 
آیت‌الله مجتبی تهرانی؛ مسجد جامع بازار 23 رمضان 1391
 
 چه کسی هست که شنیده باشد ناله های یا زهرایش را و فراموش کرده باشد؟چه کسی هست که این روضه را در شب بیست و سوم شنیده باشد و تا همه شبهای بیست وسوم عمرش فراموش کند؟؟
آیا تهران تقاص کفران نعماتش را پس می دهد که اوتادش یک به یک می روند؟؟
چه یتیم شدند کوچه پس کوچه های بازار تهران که چشمشان بود  به همان شبها برای طهارتشان! و چه سیرابند تک تک آجرهای مسجدش از زلال نفسش!
حالا ما مانده ایم و به دست گرفتن یتیمیمان در شب های قدر...

 

/ 1 نظر / 22 بازدید
محجوبه

حالا شبهای قدر کجا بریم؟ دیگه باید بگیم یادش بخیر یا ایها العزیز خوندن حاج آقا مجتبی رو.