یک درد دل خواهرانه

همیشه با خودم می گفتم خوش به حال بچه های تهران؛ چه کارها که نمی توانند بکنند! از سیرهای مطالعاتی گرفته تا قرارهای دیدار بهشت زهرایی! از زیارت عاشورای دوره تا تجدید دیدار در کهف الشهدا...

وقتی دور بودم نمی دانستم روزی دلم برای همان حس و حال شهرستان  تنگ می شود؛ اینکه احساس کنم شماها هر کجا هستید دلم به شما نزدیک است. حالا اما دلتنگی شما رهایم نمی کند. فکر اینکه زینب، سمیه، زهره، مریم، زهرا، محجوبه، فاطمه، عاطفه، لیلا در همین شهری بوده اند که حالا نزدیک دو سال است در آن زندگی می کنم و حتی یک بار هم ندیدمشان آزارم می دهد. چرا از دغدغه هاشان بی خبرم و از دردهاشان غافل؟ چند باری هم که با بعضی ها دور هم جمع شده ایم آنقدر فاصله ها زیاد بوده که من نمی دانستم برای گفتن و شنیدن از کجا باید شروع کرد! و ترجیح داده ام چشم هایم را به چشمهاشان وا گذارم که  حرف هم را بهتر می فهمند!

می خواهم از الهام ( که آنقدر از ماندنش در شهرستان شاکی بود) بپرسم حالا که به تهران آمده زندگی اش چقدر فرق کرده؟! دوست دارم به سمانه بگویم وقتی شهرستانی دردت به دل خودت است که رفقایت توی این شهر نیستند و سراغی از تو نمی گیرند اینجا اما... می خواهم به سمیه بگویم هر جای دنیا که باشی دوستان و جمع دلخواهت باشند یا نباشند باید اول جهاد را فرادا شروع کرد.

اینها آه و ناله نیست ها! می خواهم بگویم وقتی به "مجاورت" دل خوش می شوی وقتی فکر می کنی برای انجام وظیفه باید با جمع همفکرانت حرکت کنی کاری از پیش نمی رود. وقتی به دیگران دل می بندی دل تنگیت تمام نمی شود. از فاصله های نزدیک هم کاری بر نمی آید؛ از دیدار ها هم! (هزاری هم که در مجلس میثم مطیعی باشد!!) انگار همیشه فکر میکنی حالا وقت هست، دیر که نمی شود!

غرض اینکه نباید بندگی مان تابعی از مکان باشد یا حتی فکر فاصله های دور و نزدیک بی انگیزه مان کند؛ سستمان کند؛ انر‍ژی مان را بگیرد. باید جای خود را در بندگی خدا پیدا کرد باید در لحظه زندگی کرد؛ در لحظه وظیفه را شناخت و به آن عمل کرد.همین!

/ 7 نظر / 6 بازدید
کوثر

وقتی به "مجاورت" دل خوش می شوی وقتی فکر می کنی برای انجام وظیفه باید با جمع همفکرانت حرکت کنی کاری از پیش نمی رود. وقتی به دیگران دل می بندی دل تنگیت تمام نمی شود. از فاصله های نزدیک هم کاری بر نمی آید؛ از دیدار ها هم! سلام تفکر ما بود/ همیشه دلتنگی, وقتی می دانی باید کاری کنی اما...

کتابی

وقتی خوندم آروم شدم؛ به قول خواهرم مگه دیدار ها و رفع دلتنگی ها جقد طول میکشه؟ نهایتا یک هفته! بعدش باز همه باید به فکر مسیر باشیم و حرکت! خدانکنه یه روز همه چی باشه، حتی دور هم بودن ها هم باشه ولی حرکت نباشه[گریه] تشکر از نویسنده که یه تلنگری زد[قلب] بچه ها تو دعاهاتون ما رو فراموش نکنید --------------------- یا علی

کتابی

راستی رفقا ما توفضای اسکایپ با بچه ها 1 سالی میشد که سیر مطالعاتی شهید مطهری رو راه انداخته بودیم، بچه ها از کشورهای مختلف بودن، متاسفانه اخیرا به خاطر مشغولیت ها تعدادمون تا 2 نفر کم شد و بعد هم کنسل شد، اگر مشتاق بودین به ایمیلم پیام بدین تا دوباره راش بندازیم سلام نکرده بودم، سلام به همه خواهرای گلم ------------------ یا علی

سميه

سلام ابجي هاي گلم[قلب]، به نظرم امثال بنده كه اينقد از فاصله ها و دور شدنمون ميرنجيم و غر ميزنيم يه پيام مثبت داره اونم دلتنگ روي شماييم همين! [گریه]واقعا اين برام اثبات شده كه كه اتفاقا تو شهرستان ها خيلي كاراي عقب مونده هس [افسوس]خب مسير رشد بعضي ها تو همين رنج كشيدنا و كمبود داشتنا و درد اون دوران و آرمان ها رو كشيدنه.با اين كه لجبازي ميكنم و سر نميزنم به وبلاگمون ولي دلم پيش شماس. آبجيا فك ميكنم ما خيلي بايد تيز حركت كنيم گاهي اينجا كه سر ميزن محس مكنم داريم لاكپشتي پيشميريم. بايد خيلي گام هامونو سريع تر برداريم. السابقون اولئك المقربون.تلاشمونو بشتر كنيم از شب بيدار موندنمامون از دغدغه هامون واسه آرمانهاي انقلابيمون بگيم. تو شهرستان وقتي از اين حرفا ميزني واست مي خندند.[ناراحت]

س

به همین زودی 2سال از عمر کانکس بهشتی گذشت...تولدت مبارک..روز های پر از امید پرازفعالیت وتلاش برات آرزو می کنم..هدف امسال کانکس بهشتی چیست؟هدف گذاری کنیم وتلاش...

مریم

سلام بچه ها من با قرارهای معنوی بیشتر موافقم مثل قرارهایی که قبل از اردو جنوب می ذاشتیم روزه، زیارت عاشورا، تدبر در قرآن و...

نمی دانم چرا بعضی جاها به ادم می چسبد و بعضی جاها هرگز. تنها دلت را بی قرار می کند.