کانکس بهشتی

نماز , ولایت, والدین

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۱

()

2

عملیات شکست حصر آبادان بود که یکی از دستهاش قطع شد.* یک روز خانه نبودم و کلی لباس کثیف گذاشته بودم گوشه ی حیاط برای شستن. از جبهه آمده بود و همه را شسته و انداخته بود روی بند.

وقتی رسیدم خانه و این صحنه را دیدم گفتم:  "الهی بمیرم مادر، تو با یک دست چطوری این همه لباس رو شستی؟"

گفت: " اگه دو دست هم نداشتم ، باز وجدانم قبول نمی کرد من اینجا باشم و شما زحمتِ شستن لباس ها رو بکشی."



* شهید علی ماهانی



دسته بندی : نماز، ولایت، والدین

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )
» یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ ( یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ )
» من و زیارت تو..! ( سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ )