کانکس بهشتی

العجل..

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

()

ما شیعیان تو و پدرت هستیم، ، به راستى که همگی منتظران توییم
،جز تو کسی را نمی‌خواهیم،
العجل العجل یابن رسول الله!!!
این روزها که باغات و بوستان‌ها سرسبز و میوه‏ها رسیده و زمین پر از گیاه و درختان برگ بر آورده‏اند، هرگاه اراده‏ات تعلّق گیرد، قدم رنجه فرماى. چه بر لشکرى وارد مى‏شوى که براى تو آراسته و آماده‏اند و سلام و رحمت خدا بر تو و بر پدرت از پیش..هجده هزار نامه با این مضمون بدستش رسید
.
برایشان نور آورده بود
خودشان خواسته بودندخودشان گفته بودند بیاید و برایشان نور بیاورد که تاریک شده‌اند
اما نمی‌دانم چرا آن روز جای نور از میان انگشتانش خون شش ماهه می‌چکید بر دل آسمان!
.
ظهر بود
مردی تنها بود
و کسی گردش نبود جز گرگ هایی که متفق بودند بر کشتنش
فریاد برآورد که:"آیا کسی هست دشمن را از حرم پیغمبر براند؟!مسلمانی هست از خدا بترسد و ما را اعانت کند؟فریادرسی هست که برای ثواب ما را یاری کند؟"
و نبود کسی جز شش ماهه‌ی خودش..
.
و بار دیگر،مصحف را گشود و بر سر گذاشت و فریاد بر آورد:
"میان من و شما این کتاب خدا و جدم،محمد رسول او! ای مردم به چه سبب خون مرا حلال می‌دانید؟!"
.
و از آن منتظران و شیعیانش،گروهی بر بام‌ها می‌گریستند و برایش دعا می‌کردند و گروهی وسط میدان بودند اما رودرروی امامشان و پشت فریاد های خود و پشت جمع بودنشان مخفی شده بودند!!
.
دهم محرم سال شصت و یکم هجری بود
 و...جمعه بود..!

 

نقل قول ها از کتاب آه.شیخ عباس قمی


 


دسته بندی :

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )
» یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ ( یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ )
» من و زیارت تو..! ( سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ )