کانکس بهشتی

حسین میا به کوفه..

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ٤:۱٦ ‎ب.ظ - دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢

()

 

 

 

کم کم صدای زنگ قافله ای

از دل تاریخ

به گوش می رسد...

..

راستی چقدر قلب دخترکان قافله قرص می شود وقتی چشمشان به عمو می افتد!

و چقدر این طفل شیرخوارآرام خوابیده!

و چقدر احترام دارد عمه ی قافله!

چقدر مَحرم دارد عمه!

و چقدر عبدالله بن الحسن عمویش را دوست دارد!

و چقدر مهربان است عمویش!

و سکینه پدرش را!

و چقدر دوست داشتنی است پدرش!

و قاسم مانده که چرا این روزها انقدر دلش عسل میخواهد!

..

و آه..

و آه..

و آه..امان از دل مسلم..

چقدر غریب و تنهاست مسلم..

..

 

 

حسین..حسین..حسین!

چقدر دلم آشوب است!


دسته بندی :

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )
» یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ ( یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ )
» من و زیارت تو..! ( سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ )