کانکس بهشتی

من و زیارت تو..!

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ٧:٤۳ ‎ب.ظ - سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢

()
 
 



نگاه می کنم از آینه خیابان را
و ناگزیری باران و راهبندان را

"من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"
و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را

چراغ قرمز و من محو گل فروشی که
حراج کرده غم و رنج های انسان را

کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راست
بلند کرده کسی لای لای شیطان را

چراغ سبز شد و اشک من به راه افتاد
چقدر آه کشیدم شهید چمران را

ولیعصر...ترافیک...دود...آزادی...
گرفته گرد و غبار اسم این دو میدان را

غروب می شود و بغض ها گلوگیرند
پیاده می روم این آخرین خیابان را...

عزیز مثل همیشه نشسته چشم به راه
نگاه می کند از پشت شیشه باران را

دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست
و چای می خورم و حسرت خراسان را

سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز
و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را

عزیز با همه پیری عزیز با همه عشق
به رسم بدرقه آورده آب و قرآن را

سفر مرا به کجا می برد؟ چه می دانم
همین که چند صباحی غروب تهران را...

صدای خوردن باران به شیشه ی اتوبوس
نگاه می کنم از پنجره بیابان را

نگاه می کنم و آسمان پر از ابر است
چقدر عاشقم این آفتاب پنهان را...

چقدر تشنه ام و تازه کربلای یک است
چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را

نسیم از طرف مشهد الرضاست...ولی
نگاه کن! حرم سرور شهیدان را ...
***حسن بیاتانی***

دسته بندی :

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )
» یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ ( یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ )
» من و زیارت تو..! ( سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ )