کانکس بهشتی

میروی و گریه می آید مرا اندکی بنشین که باران بگذرد...

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ٢:۳٦ ‎ب.ظ - یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱

()

 

"مرجعیت به کنار
 
اجتهاد به کنار
 
اخلاق به کنار
 
عرفان به کنار
 
چهل سال پیش نوحه ای شنیدم که هنوز جگرم رو سوزانده
 
امشب بر خلاف رویه ام می خواهم نوحه بخوانم
 
همان سه بندی که جگرم را سوزاند
 
در وسط کوچه تو را ..."
 
 
آیت‌الله مجتبی تهرانی؛ مسجد جامع بازار 23 رمضان 1391
 
 چه کسی هست که شنیده باشد ناله های یا زهرایش را و فراموش کرده باشد؟چه کسی هست که این روضه را در شب بیست و سوم شنیده باشد و تا همه شبهای بیست وسوم عمرش فراموش کند؟؟
آیا تهران تقاص کفران نعماتش را پس می دهد که اوتادش یک به یک می روند؟؟
چه یتیم شدند کوچه پس کوچه های بازار تهران که چشمشان بود  به همان شبها برای طهارتشان! و چه سیرابند تک تک آجرهای مسجدش از زلال نفسش!
حالا ما مانده ایم و به دست گرفتن یتیمیمان در شب های قدر...

 


دسته بندی :

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )
» یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ ( یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢ )
» من و زیارت تو..! ( سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ )