کانکس بهشتی

یک سوال همیشگی

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ٤:٤٠ ‎ب.ظ - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

()

شاید کمی دستپاچه شده بود: دفترچه دستش را مدام ورق می زد. آقا پسر خجول و سر پایین تعارف زد اول شما بفرمایید. بالاخره باید شروع می کرد. نفسش را بیرون داد و پرسید: "هدف شما از ازدواج چیه؟"

بقیه این ماجرا بماند برای بعد. چون فعلا تا همینجا و همین سوال کار داریم. بزرگترین اتفاق زندگی آدمها که برای بعضی ها اتفاق افتاده وبرای عده دیگر انشالله به زودی اتفاق می افتد ازدواج است. و سوال مشترک همه بچه مذهبی ها هدف از ازدواج - درست مثل موضوع انشای "تابستان خود را چگونه گذراندید " در اول مهر!-
اتفاقا عین همین سوال مشترک، همه ما جوابهای کم‌و‌بیش مشترکی هم برای این سوال داریم. برای آقایان کسب استقلال و برای  ما خانم ها هم رسیدن به کمال.
جواب آقایان که مربوط به خودشان است اما ما خانم ها:
بی تعارف بعضی از ما منظورمان از داشتن همسر برای رسیدن به کمال " آویزان بودن" به همسر برای هر رشد و شکوفایی است! و این آویزان بودن می تواند آنقدر شدید باشد که توقع داشته باشیم حتی همسرمان به جای ما فکر کند! این حدیث که "راه رسیدن به خدا به تعداد تمام آدم هاست"  واقعا حدیث پرمغزی است (به شرط اینکه تفسیر به رای نشود)یعنی هر آدمی مجموعه ای از استعدادها، ظرفیت ها، کمبودها و توانایی هاست که قطعا متفاوت از هر کس دیگری است. پس بهره برداری از امکانات وجودی‌اش هم (که همان مسیر رشد هر شخصی است) قطعا متفاوت با کس دیگری است. نباید همسفر بودن در مسیر رسیدن به خدا را این معنا کنیم که  خودمان را
آوارکنیم روی دوش همسر و منتظر پیمودن مسیر توسط او باشیم تا ما هم حرکتی کرده باشیم!
تا اینجا تفسیر بد به کمال رسیدن را صحبت کردیم اما همین جمله می تواند معنای خوبی هم داشته باشد:
زن به صرف "زن" بودنش دارای استعدادها و ظرفیت های خدادادی عجیب و غریبی است که قسمت خیلی بیشتر این توانای‌های بالقوه در بستر "همسر بودن" و "مادر بودن" جلوه گر می‌شوند. یعنی پذیرفتن مسئولیت این نقش ها در زندگی است که می تواند زن را در مسیر آسفالت شده رشد خود قرار دهد. (البته به شرط اینکه خودش بداند و بخواهد!)در حالیکه این امکان برای دیگران آنچنان مهیا نیست و شاید این معنی همان جمله عرفا باشد که سرعت رشد خانم ها اگر در مسیر معنویت قرار بگیرند بسیار بیشتر از آقایان خواهد بود!
حالا می ماند دو سوال:
1-این استعداد‌ها‌ی بالقوه اصلا چی هستند که می‌شود در همین بستر زندگی خانه‌داری و "همسرداری" و "مادربودن" بشناسیم وعمل کنیم ؟(که میشود موضوع بحث بعدی)
2-بالاخره هدف از ازدواج چیست؟
"مهمترین فایده ازدواج همان تشکیل خانواده است و بقیه فرعی و درجه دو و یا پشتوانه این مساله است؛ مثل تولید نسل یا ارضای غرایز بشری.اینها همه درجه دو است؛ درجه اول تشکیل خانواده است"1

شاید منظور آقا از این جمله این باشد که در واقع با ازدواج بستر رشد انسان مهیا می‌شود. هم برای زن و هم برای مرد. در واقع خانواده آن جایگاهی است که ظرفیت های ذاتی زن و مرد در آن امکان شکوفایی پیدا می‌کنند .آن هم از طریق پذیرش نقش‌های متفاوت با توجه به استعدادهای متفاوت... 

1-مقام معظم رهبری- خطبه عقد9/12/80


دسته بندی : آن پنجاه تن

 

محفل انس

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ۳:٥٩ ‎ب.ظ - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠

()

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و بر  فراز کنید
همیشه همین می‌‌آمد؛ وقتی دور هم بودیم و به نیت جمع فال می‌گرفتیم. چه وقتی کانکس بودیم، چه وقتی خوابگاه بودیم و چه وقتی اردو بودیم. بعد ما هرهر به حافظ می خندیدیم که این جمع پر از خنده و شیطنت ریز و درشت کجایش به محفل انس می ماند که تازه چشم بد به دنبالش باشد و "و ان یکاد" لازم داشته باشد!
اما حالا که چند سالی از آن زمان می گذرد، حالا که همه ما از گذشتن روزهای بدون تغییر دلخوریم خوب می فهمیم که همان جمع کوچک واقعا چه محفل انسی بود، همان انواع مختلف جلسه ها که هر چقدر هم سعی می کردیم با اخم و ماژیک و تخته وایت برد جدی برگزار شود باز هم نمی شد که نمی شد!
از شما رفقا خواسته بودیم خودتان از چیزی بگویید که دوست دارید بشنوید. آنچه هم شما دیدید و هم ما در یک کلام "دچار روزمرگی شدن" بود که ظاهرا همه ما کم و زیاد درگیر آن شده ایم . احساس ما از هرز رفتن استعدادهایمان، از گذشتن سرمایه عمرمان بدون رشد، از انجام یک سری کارهای تکراری که فقط "عادت" کرده ایم انجام دهیم همه گواه این مطلب است.
بعضی هامان درس می خوانیم، بعضی هامان کار می کنیم، بعضی هامان همسر داری و تربیت فرزند، همه هم در ردیف کردن دلایل کارهایمان کم نمی آوریم! اما دلمان گواهی می دهد حتی اگر تکلیف همین باشد که انجام می دهیم حداقل مطمئنیم که درست انجامش نمی دهیم!
اما غرض از این همه آیه یاس خواندن و ناامیدی واقعا ناامیدی نیست. از خداکه پنهان نیست از شما رفقا هم پنهان نماند در این مدتی که نبودیم یک کارگاه رهبری درست وحسابی راه انداختیم؛ به این معنی که نشستیم تمام صحبت های آقا در زمینه زن را خواندیم و دسته بندی کردیم که شدند اینها:
1-زن و معنویت 2-زن و خانواده 3-زن واجتماع
بعد دیدیم ما برو بچ کانکس هم در عرصه تکالیفمان باهمین 3بعد دست و پنجه نرم می کنیم یعنی صاف و پوست کنده اینکه زیاد کار می کنیم اما نمی فهمیم که چه می کنیم ! نمی فهمیم با استفاده از همین ابزار کارهای روزمره چطور می شود قد  کشید و رشد کرد! چه در عرصه خانواده مان، چه در عرصه حضور در اجتماعمان و چه در بحث رشد معنویمان.
پس نتیچه اینکه ما از این به بعد با هم راجع به این چیزها صحبت می کنیم:
تکالیفمان در برابر خانواده، اجتماع،و خودمان و اینکه قرار است از رهاورد انجام این تکالیف چه صفات و کمالاتی در ما حاصل شود که بتوانیم در" آن پنجاه تن "قرار بگیریم.
منتظر نظراتتان همچنان هستیم.


دسته بندی : آن پنجاه تن

 

سلام. و اما بعد و بعدتر..

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ - پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠

()

سلامی به گرمی هوای این روزها به اهالی آفتابی کانکس بهشتی..
بزارید همین اول کاری یه دست مریزاد مشدی بگم به رفقایی که تو بحث های قبلی، دوستان رو تنها نذاشتند!
و اما بعد!!
میگم راستی شماها واقعا خاطره ای از کانکس نداشتین که برای بقیه بنویسید؟!! ما اون خاطره رو علی الحساب نوشتیم تا شاید یخ قلم و کاغذ...ببخشید، یخ صفحه کلید دوستان آب شود و خواطری(جمع خاطره) در باب کانکس و کانکسیان بنویسند!!ظاهرا صفحه کلید دوستان خورده به عصر یخبندان سوم شایدم چهارم!!(البته بجز دوسه نفری که خاطراتی کوتاه فرستادند)
و اما بعدتر!!
این چند روزی‌ که نبودیم، فکر نکنید که واقعا نبودیم، بلکه بودیم. اما اینجا نبودیم!!و در واقع در حال فکر کردن و مشورت بسر می‌بردیم،پیرامون دغدغه هایی که اینجا مطرح و بحث می‌شه! و ته‌ش هم به این نتیجه رسیدیم که بهتره خود شما بگید موضوع بحث چی باشه.
براتون پیش اومده یه سئوال یا دغدغه مدتها ذهنتون رو مشغول کرده باشه و شما براش جوابی نداشته باشید؟پیش اومده از فکر کردن به یه دغدغه فرار کنید؟یا یه همچین چیزی!!
 رفقا!ما منتظریم یه بار دیگه اسامی شما رو در کامنتدونی_ببخشید،نظر دونی_ ببینیم. پس لطفا به این سئوال بجوابید:
 وقتی صحبت از دغدغه می‌شه اولین موضوعی که به نظرتون می‌رسه چیه؟!! مخلص کلوم(به فتح کاف!): همون اولین دغدغه هاتون رو با کانکسی ها در میون بگذارید.

 

 

 پ.ن:کانکس جایی برای حضور فعال همه‌ی کانکسی ها بود، نبینیم حضورتان کم رنگ شود، نبینیم محدود شود به چند نفر، نبینیم بی‌وفایی کانکسی ها ونبودنشون را! نبینیم که سردی این روزگار دلتان را سرد کرده باشد،کلا که با ما به ازین باشید. به قول بچه های جهادیمون: علی علی؟!!


دسته بندی :

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» شاگرد خوب بودن مقدمه معلم خوب بودن ( پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» بانوی گلاب داستانی واقعی ( پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )