کانکس بهشتی

خانواده ولایی(1)

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ - دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠

()

 از ابتدای برپایی این وبلاگ روش بر این بوده که از دست نوشته های خود بچه ها برای مطالب استفاده شود اما حقیقتا حیفمان آمد که دخل و تصرفی بکنیم در این چند جلسه صحبت حاج آقا پناهیان که امسال در مهدیه تهران انجام شده است با موضوع "خانواده ولایی" که در واقع خیلی بهتر از حرفهایی بوده و هست که در مباحث "آن پنجاه تن" گفته شده است. خلاصه این مباحث در چند پست از این به بعد می آید. انشالله با مشارکت دوستان بحث های مفیدی هم در قسمت نظرات شکل بگیرد.

 

"اهدافی که ما برای زندگی خود در نظر می‌گیریم، غالباً مبهم هستند.
گاهی اوقات هدف ما در زندگی نامشخص و مبهم است، لذا مسیر رسیدن به هدف نیز برای ما مبهم خواهد بود. ما اغلب یک سری خوبی‌ها را به طور اجمالی به عنوان هدف خود در نظر می‌گیریم اما در واقع هدف مشخصی که بتواند توجه ما را عمیقاً به خود معطوف کرده و به سمت خود بکشاند، نداریم.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ای اباذر! برای هر حرکتی که انجام می‌دهی، (حتی برای کوچک‌ترین امور) نیت و هدف داشته باش. اگر هدف نداشته باشی، شبیه غافلان خواهی بود.(یَا أَبَا ذَرٍّ لِیَکُنْ لَکَ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ نِیَّةٌ صَالِحَةٌ حَتَّى فِی النَّوْمِ وَ الْأَکْل‏، وسائل الشیعه/1/48) خداوند متعال نیز در قرآن فرموده است که؛ غافلان شبیه چهارپایان هستند: «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ»(اعراف/179)


یک هدف خوب ویژگی‌هایی دارد؛ اول اینکه باید انسان را به سمت خود بکشاند و در دل انسان حرارت ایجاد کند. 
هدف باید در انسان انرژی و انگیزۀ حرکت ایجاد نماید. هدف خوب، هدفی است که مایۀ سرور انسان شود. 
اگر هدف انسان زیبا و جذاب باشد زندگی انسان سراسر سرگرمی خواهد شد و تمام حرکات و فعالیت‌های انسان را لذت‌بخش خواهد کرد. 
هدف خوب راه را برای انسان روشن می‌کند و برنامه به دست ما می‌دهد. در این صورت انسان می‌داند در هر لحظه باید چه کاری انجام دهد و دچار بلاتکلیفی نخواهد شد.


بهترین هدفی که یک خانواده می‌تواند برای رسیدن به آن تلاش کند، چیست؟ بهترین هدف برای تشکیل خانواده کدام هدف است؟ بهترین «انگیزه» برای اینکه فرزندان خود را بزرگ کنیم، برای آنها امکانات زندگی را مهیا کنیم و برای تعلیم و تربیت آنها برنامه‌ریزی‌ ‌کنیم، چیست؟ آیا «خوب شدن» می‌تواند هدف مناسبی برای ما باشد؟ (خوب شدن به این معنا که مثلاً فرزندان ما روی پای خودشان بایستند، آبرومند باشند، کارهای خوب انجام دهند و یا شغل مناسب و شرافتمندانه‌ای داشته باشند.) آیا مثلاً نمازخوان بودن، می‌تواند ملاک و هدف خوبی باشد؟


اگر بر اساس آیات و روایات فراوان، تمام خوبی‌ها در ایمان و دینداری خوب خلاصه می‌شود و هستۀ مرکزی ایمان و دینداری خوب در ولایت‌مداری خلاصه می‌شود، پس بهترین هدف برای یک خانواده از زمان تشکیل آن، تا تربیت فرزندان و همچنین رشد و تکامل زن و مرد در این محیط، این است که «خانه و خانواده محل تربیت ولایت‌مداران و محل تقویت ولایت‌مداری باشد.» اگر چنین هدفی داشته باشیم، خود به خود بقیه خوبی‌ها نیز خواهند آمد؛ «چون که صد آمد نود هم پیش ماست». اگر کسی ولایت‌مدار باشد، طبیعتاً خوش اخلاق نیز خواهد بود، نمازخوان هم خواهد بود و همۀ خوبی‌ها را خواهد داشت. 
اگر ولایت‌مداری به عنوان هدف مشخص و انگیزۀ اصلی خانواده قرار گیرد، وقتی نماز می‌خوانیم در این جهت خواهد بود، وقتی به دنبال کسب حلال می‌رویم، در جهت همین هدف خواهد بود. اگر مردِ خانه به دنبال لقمۀ حلال می‌رود، برای این است که می‌داند اگر لقمۀ حرام بیاورد، دیگر فرزندانش ولایت‌مدار نخواهند شد و دیگر روضۀ امام حسین(ع) دل‌های آنها را متحول نخواهد کرد. ما الان با شنیدن نام اباعبدالله منقلب می‌شویم، اما کسانی که شکم‌هایشان از حرام پر شده بود، حتی وقتی خود امام حسین(ع) مقابل آنها ایستاد و سخن گفت، تأثیری به حال آنها نداشت.
زن یا مرد در جریان زندگی مشترک، از همان آغاز باید هدفشان این باشد که ولایت‌مداری خود را تقویت کنند. باید ببینند از تشکیل خانواده چه استفاده‌ای می‌توانند در جهت ولایت‌مداری خودشان بکنند، ببینند آیا کسی که انتخاب می‌کنند در این راستا به آنها کمک خواهد کرد یا خیر. هدف ما این باشد که خودمان ولایت‌مدار باشیم و بعد اینکه فرزندان ما هم ولایت‌مدار باشند. ما باید در خانواده کاری کنیم که فرزندانمان ولایت‌مدار بار بیایند؛ فرزندانی باشند که برای خدمت در رکاب آقا امام زمان(ع) تربیت شده باشند. 

خانوادۀ خوب خانواده‌ای است که مهد تربیت فرزندان ولایت‌مدار باشد، خانواده‌ای که زن و مرد بعد از ازدواج، در آن خانواده ولایت‌مدارتر و حسینی‌تر شوند. این ملاک اصلی است و بقیه موضوعات مانند خوش اخلاق بودن، فرع است. ولایت‌مداری یکی از خوبی‌ها نیست که ما به طور اتفاقی آن را به عنوان هدف انتخاب کرده باشیم، بلکه ولایت‌مداری صدر همۀ خوبی‌هاست. اصلاً نگوییم که ما می‌خواهیم خانوادۀ خوبی داشته باشیم. بگوییم ما می‌خواهیم خانوادۀ ولایی داشته باشم. 

عاطفه و محبت در یک خانوادۀ ولایی خیلی بیشتر از خانواده‌های دیگر است. اصلاً خانۀ کسانی که اهل ولایت هستند، با خانه‌های دیگر تفاوت دارد؛ رنگ و بوی دیگری دارد. ما خانه و خانواده‌ای می‌خواهیم که خیمه و بارگاه اهل بیت(ع) باشد. امام باقر(ع) می‌فرمایند: «بهترین قطعۀ زمین و سیّد سرزمین‌های عالم، محلی است که شیعیان ما در آن ساکن هستند.» 

در ابتدای زیارت جامعه که یکی از معتبرترین زیارت‌های ما می‌باشد می‌خوانیم؛ «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه» اصلاً مدیریت دین ما توسط یک خانواده انجام شده است. اولیاء خداوند دین ما را به صورت خانوادگی ارائه و اداره کرده‌اند نه به شکل انفرادی. اهل بیت(ع) به صورت خانوادگی فدای دین شدند. آیا این موضوع مهم، به ما این پیام را نمی‌دهد که به ارزش و اهمیت خانواده در دین بیشتر توجه کنیم؟"...1

 1-سایت های زیادی این مباحث را آوردند در نتیجه منبع خاصی ذکر نمی کنیم!


دسته بندی : آن پنجاه تن

 

در خاطرم مانده یاد فاطمیون

نویسنده : بچه های شهید بهشتی | تاریخ : ٤:٠٥ ‎ب.ظ - شنبه ۳ دی ۱۳٩٠

()

هوالنور

سال اولی بودیم و صفر کیلومتر، ترم اول گذشته بود و حوالی اسفندماه بود که محرم شد. خوابگاه مطهری بودیم و شب ها دانشگاه هیئت داشت. سرویس می آمد دنبالمان که همیشه هم خیلی زود می آمد و وقتی می رسیدیم کوی یکی دو ساعت در آن سرما معطل می شدیم تا دسته ی هیئت از خوابگاه پسران برسد به کوی دختران و برنامه شروع شود. حسودیمان می شد به بچه های کوی که کافی بود برای اینکه بفهمند دسته رسیده یا نه سرکی بکشند از پنجره های اتاقشان به بیرون و ما آواره بودیم بین آن آسمان نزدیک وآن تهران از دور، تا هیئت برسد و دخترها هم ادامه دسته راه بیفتند به سمت سالن ورزشگاه دانشگاه که آن روزها شده بود هیئت فاطمیون .

 دراین مسیر هم انواع پذیرایی بود که از این دسته می شد از چای گرفته تا عدسی و آش و.... دسته که می رسید به محل هیئت، سخنرانی شروع می شد و بعد عزاداری بود.

یادم است آن سال سخنران سه شب مجلس، آقای قرائتی بود که همان شب اول گفت اینطور که پرده کشیده اید و من خانمهای مخاطب را نمی بینم سخنرانی نمی کنم! موقع سخنرانی باید پرده را کنار بزنید؛ مستمع اینطور تمرکز بیشتری دارد . آن شب با هزار مصیبت حاج آقا راراضی کردند که برنامه انجام شود و از فردا شب موقع سخنرانی پرده را کنار می زدند. بعد از سخنرانی هم عزاداری بود.

آخر مجلس حتما پذیرایی به راه بود و بعد سرویس ها می رفتند و شب آرام دانشگاه با چند ساعت تاخیر آغاز می شد.

 سال های بعد هم برنامه هیئت به راه بود ولی برای ما سال اولی ها آن اولین سالی که از مطهری می آمدیم چیز دیگری بود، این را بچه های ورودی ما بارها اعتراف کردند! شاید چون احساس غربت می کردیم و این شب ها مرهم می یافتیم، شاید به عشق آن چایی ها و عدسی ها بود! همه اینها ممکن بوده که هیچ کس نمی تواند بگوید همه ی نیت من خالصانه بوده! اما آنچه که مهمتر است و تجربه ی آن سال و سال ها ی قبل و بعد آن نشان  داد مراسم های دانشجویی کلا چیز دیگری است که مطمئنا همه ی شما هم اعتراف  می کنید . همه ی نسل ما هیئت فاطمیون را به خاطر دارند،محرم ها، ماه رمضان ها ، فاطمیه ها و...

این سالها که دیگر مثلا تهران نشین شده ایم و دستمان می رسد به بیت، به مسجد ارگ و...محال است حتی شده لحظه ای یادمان نیاید از هیئت فاطمیون خودمان!

 

پ.ن1:این هیئت شاید تنها نهادی بود در دانشگاه که واحد خواهران نداشت! ( بین خودمان باشد شاید به همین دلیل بود که برنامه هایش خوب از آب در می آمد!!!)

پ.ن2: بعضی ها ممکن است هیچ کدام از این خاطرات را در ذهن نداشته باشند یا اصلا خوابگاهی نبوده اند ولی محال است خاطره ای از صدای دلنشین مداح آن روزهای دانشگاه نداشته باشند؛ هر کجا هستند خداوند یاورشان...


دسته بندی : آن روزگاران

 

آخرین مطالب

» حرف آخر ( شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» شاگرد خوب بودن مقدمه معلم خوب بودن ( پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» بانوی گلاب داستانی واقعی ( پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ )
» سه علاقه حضرت فاطمه و قرار روزانه ما! ( یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ )
» مادران و همسران شهدا ( یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ )
» قسم حضرت فاطمه.س. به گریه فرزندانش پس از مرگ ایشان! بابت چی؟ ( یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ )
» آل سعود و اثر کشتی حسین... ده روز مانده به اربعین ( جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ )
» محرم تو حسینم... ( دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ )
» حسین میا به کوفه.. ( دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ )
» جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ( جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ )